از موارد مهمی که باید در تحویل و تبدیل متون مذهبی به متون دراماتیک مد نظر قرار گیرد، مقتضیات زمان و تحولاتی است که در شیوة زندگی جدید و نیز باورهای فکری انسان نو روی داده است. امروزه غربی ها در این زمینه با آزادی بیشتری عمل می کنند. عنصری که در آداپتاسیون های مدرن مورد توجه قرار می گیرد، تعمیم پذیری است؛ بدین معنا که سعی می شود بسیاری از رویدادها و مضامین باستانی که در قصص دینی به آن ها اشاره شده، در شکل جدید و با یافتن بدیل هایی در زندگی معاصر بشر قرن بیستم بازسازی شوند. نتیجة این ترفند رضایت بخش بوده؛ زیرا فاصلة مخاطب امروزی را با … چه تباین و سنخیتی بین متن مذهبی و متن دراماتیک (نمایشی) وجود دارد؟ بحث حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که آیا اساساً متونی که دارای صبغهی مذهبی و دینی هستند، میتوانند در شاکلههای جدید هنری اعم از درام مکتوب (نمایشنامه) یا فیلم نوشت (سناریو) مطرح شوند؟ اگر فرض را بر این باور بگیریم که این انتقال و تبدیل ناممکن نیست و با آموختن صناعات نمایش نگاری و قبض و بسط مضامین و گره گاههای مشهود توسط نویسندگان معاصر، شکلی از متن «مذهبی نمایشی» میتواند پدید آید تا در هر دو عرصهی زیبایی شناسی درام (مباحث استتیک) و معناشناختی (مقولات فکری و اعتقادی) عرض اندام کند، آیا این مهم جز با درک و عنایت خاص مؤلفان به سیر تحولات تاریخی این دو پدیده (دین و نمایش) حاصل خواهد آمد؟ بریدهای از کتاب تبدیل و تحول متن مذهبی به متن دراماتیکبا نگاهی به پیشینه و ظهور مذاهب عهد عتیق اعم از ادیان سامی و فرقههای مذهبی نژاد زرد در فلات قاره درمی یابیم که مسئلهی کتابت و متن مذهبی (لوح قدسی) همواره با ذات و جوهرهی ادیان عتیق عجین بوده و در واقع بدون وجود متن مکتوب که حاوی آموزههای معنوی و حکمی این ادیان و نیز اندرزهای عملی برای فلاح و رستگاری ابنای بشر است، امکان تحریف و تنسیخ و حتی نابودی مذهب باستان وجود داشته و از همین رو، ادیانی که توفیق یافتهاند اسناد و مکتوبات نوشتاری مربوط به آیین و شعائر خود را جمع آوری کنند و آن را از آسیب زمان محفوظ نگاه دارند، هنوز به حیات اجتماعی خود ادامه میدهند و پیروانی برای خود دارند. این پدیده، یعنی حفظ و حضانت از متن مذهبی به عنوان میراث قدسی یک قوم، مسئلهای است که بسیاری از تمدنها را به اوج شکوفایی فکری و فرهنگی رسانیده است.