رعنا که 15 سال پیش عشقش هامان و دوستانش، امیر و ترنم، را بی خبر ترک کرده بود، اکنون لت و پاره و بدون دعوت، با پشیمانی بسیار به سراغشان رفته است. او با دیدن دختری به نام ستاره در کنار معشوقش، خیال می کند که دیگر جایی برایش نیست، اما هامان هنوز هم با دیدن رعنا دلش می لرزد.