پادشاه شکرستان عاشق این بود که تعبیر خوابش را بداند پادشاهی که زیاد هم خواب می دید. آن شب ستاره ها توی آسمان برق می زدند و جیرجیرک ها قورباغه ها برای پادشاه لالایی می خواندند. پادشاه توی قصر خواب بود که ناگهان از خواب پرید و داد زد (وزیییر) وزیر بی خبر از همه جا بدو بدو آمد و پرسید قربان خوابتان شوم چه شده است؟ پادشاه خواب وحشتناکی دیده بود از وزیر خواست خواب گزار را خبر کند. خوابگزار همان کسی است که خواب را تعبیر می کند.