حنانه در اتاق را قفل کرد و کلیدش را به مادرش داد. مادر پرسید: چرا در را قفل میکنی؟ حنانه گفت: خب به خاطر مریم دیگر. میآید و اتاق را به هم میریزد. مامان شعله اجاق را کم کرد. به طرف اتاق رفت و گفت: نه دخترم این کار را نکن! حالا یک شب عمه مهمان ماست و...