داستان مردمی است که به ناچار مجبور به ترک دیار خود می شوند و روزهای سرگردانی را تجربه می کنند. شهری که گویا غبار مرگ رویش پاشیده اند، کوچه هایی خالی، کرکره های پایین و آوارهایی که هر گوشه به چشم می خورد. قصه ای است از دلداگی و عشق به رفیق، دوری و فراق و دلبستگی دو دوست به یک دختر.