اژی اژدها و قوری قورباغه داشتند دنبال مامان بابایشان می گشتند. همه جا را با دقت نگاه می کردند. آن ها را هی صدا می کردند. اژی!!! مامان اژی کجایی!!! باااباااا قوری کجایی؟؟ مامان قوری؟؟ اژی و قوری داشتند میان سبزه ها می گشتند. یک دفعه یک چاه دیدند که بالای سرش یک درخت سیب بود و...