«تنباکوها و یاس» رمانی عاشقانه است. مهرام بهین بعد از اولین مجموعه داستانش «بعد از پایان» که حال و هوایی اجتماعی داشت به سراغ موضوعی عاشقانه رفته است. ژانر داستانهای عشقی همواره مورد اقبال خوانندگان در سراسر جهان بوده است، به طوریکه یکی از موضوعات پرتکرار رمانها و فیلمهای عامهپسند است.
«تنباکوها و یاس» با ساختاری فکر شده و با رفت و برگشتهای متعدد خودش را از رمانهای عامهپسند متمایز میکند. داستان روایت عشقی قدیمی است، در طول داستان راوی به گذشته برمیگردد و این عشق را روایت میکند. تمام ذهن و روح راوی درگیر این عشق است، او فقط به عشق دوران نوجوانی خودش فکر میکند، عشقی که آنقدر بزرگ میشود که آیندۀ راوی را هم تحت تاثیر قرار میدهد. گویی راوی در مقطعی از گذشتۀ خودش گرفتار شده است و نمیتواند از آن رهایی پیدا کند.
داستان با بازگشت راوی به کشورش آغاز میشود. او سالها دور از وطن زندگی کرده و حالا که برگشته همهچیز تغییر کرده است. پدرش مرده و مادرش پیر شده است. آدمها و حتی مکانها دیگر آن چیزی نیستند که در ذهن راوی باقی ماندهاند. گشت و گذار در مکانهای مختلف، دیدار با دوستان و آشنایان، مکانهایی که او از آنها خاطره دارد و سالها قبل پاتوق او بودهاند، همه اینها جرقههایی هستند که او را به گذشته پرتاب میکنند. در این مرور خاطرات و یادآوری گذشته، قصۀ عشق راوی هم آرامآرام روایت و میشود. از کنار هم چیدن این لحظاتی که راوی در گذشته تجربه کرده است، خواننده میتواند به روایت کاملی از قصۀ عشق نافرجام او دست پیدا کند و در این سفر به گذشته با راوی همراه شود.
تقابل گذشته و حال از کنار هم گذاشتن مکانها و آدمها در گذشته و امروز شکل میگیرد. جامعه و آدمها تغییر کردهاند. نویسنده با مهارت توانسته است رفت و برگشتهای زمانی را به گونهای طراحی کند که خواننده سردرگم نشود و بتواند محور اصلی داستان، یعنی داستان عاشقانه را پی بگیرد. این چرخشهای زمانی به آرامی رخ میدهند و به طوری که خواننده غرق در داستان میشود و گاهی اصلا متوجه این رفت و برگشتها نیست.
مهرام بهین توانسته است بدون آنکه در دام پیچیدهگویی و یا سوز و گداز داستانهای عاشقانۀ سطحی بیفتد، بر لبۀ تیغ حرکت و از این دامها به سلامت عبور کند.
«تنباکوها و یاس» داستان عاشقانۀ خوشخوان و خوشریتمی است که میتواند رضایت علاقمندان به این ژانر را جلب کند.