کتاب بی همان مجموعه شعرهای آیینی سروده ریحانه رسول زاده است که به زیبایی هرچه تمامتر از احساس و علاقهاش نسبت به امامان و اهل بیت (ع) نوشته است. شعر آیینی نوعی از شعر است که در آن شاعر از ارادت و علاقه خود به امامان و اهل بیت (ع)، پیامبر (ص) و … سخن میگوید و موضوعات و مسائل مذهبی و اعتقادی را در شعر عنوان میکند. بریدهای از کتاب بی همانبوی اذان می آيد از مسجد، بلعيده شب خورشيد پنهان را/ از ابتدای داستان پيداست؛ تاب شنيدن نيست پايان را/ کوه غمی بر شانههايت بود از سنگهای طعنه مردم/ در کوچههای کوفه دزديدند از اين جماعت دين و ايمان را/ يک روز با تو از جمل گفتند، تنها شدی يک روز در صفين/ ِ اين بار بر نيزه علم کردند پيراهن خونين عثمان / دريای من، پيش از غدير تو، اين برکه ها يک سر بيابان بود/ ْدستان پرمهر تو آوردند در هر کوير خشک باران را/ ديگر برای چاه هم سخت است، اين غصه را در خود نگه دارد/ اينکه چگونه شعله ور کرده ست شولای غم اين جسم بی جان را/ ققنوس من، برخيز از بستر، نگذار خاکستر شود خانه/ با رفتنت نگذار اين اندوه دوزخ کند خواب گلستان را/